السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
526
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
خواهيد يافت . كبوتر مىگويد : ذكر « سبحان ربى الاعلى » همهء آسمانها و زمين را فرا گرفته است . كلاغ مىگويد : لعنت خداوند بر داروغهاى كه يك دهم اموال مردم را به ناحق مىستاند . موش كور مىگويد : هرچيزى جز خداوند فناپذير است . مرغ سنگخوار مىگويد : هركه خاموش ماند در امان ماند . طوطى كوچك مىگويد : واى بر آنكه همهء همتش در راه دنيا باشد . قورباغه مىگويد : منزه است پروردگار پاك من . باز مىگويد : پاك است پروردگارم و او را سپاس مىگويم . وزغ مىگويد : پاك است خدايى كه در هر مكانى هست . دراج نيز مىگويد : خداوند بر عرش استوار است . « 1 » در دعوات راوندى آمده است كه روزى سليمان در كنار ساحل دريايى نشسته بود كه مورچهاى را ديد كه دانهء گندمى را مىبرد . ناگهان قورباغهاى آن مورچه را با دانهاش بلعيد و درون آب رفت . اندكى پس از آن ، قورباغه به روى آب آمد و مورچه را از دهانش بيرون آورد و رها كرد . سليمان كه در شگفت مانده بود از مورچه علت ماجرا را پرسيد . مورچه گفت : در اعماق آب ، كرمى نابينا در شكاف تخته سنگى زندگى مىكند كه نمىتواند از آن بيرون آيد . خداوند مرا مأمور كرده است كه روزى او را برسانم . قورباغه نيز مرا در دهانش مىگيرد تا از آب در امان مانم . سليمان پرسيد : آيا آن كرم ذكرى هم مىگويد ؟ گفت : آرى ، مىگويد : اى خداوندى كه مرا با روزى رسانىات در اعماق دريا فراموش نمىكنى رحمتت را از بندگان باايمانت بازندار و آنان را از ياد نبر « 2 » .
--> ( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 95 . ( 2 ) . بحار الانوار ج 14 ص 95 .